تبليغاتX
کورسو

بعضی روزها و شب ها در این مملکت هستند که دو قطبی اند و در آنها آدم ها یا شاد و خوشحال اند و یا افسرده و غمگین و حد وسط در آن وجود ندارد. اوج این مسئله روزهای آغازین سال و نوروز است اما در کنار آن از شب یلدا هم می توان نام برد.

یلدا از آن دست شب هائیست که پدر ها سر شب با دست پر به خانه می روند تا بلند ترین شب سال را در کنار خانواده بگویند و بخندند و بخورند. اما بعضی پدرها هم سعی می کنند هرچه دیر تر به خانه بروند تا چشم فرزندان به دستان پر از خالی آنها نیفتد و بچه ها هم زودتر می خوابند تا یک وقت شرمندگی نداری پدر را نبینند.

و چه سخت است خوابیدن کودکی که شکم گرسنه سر بر بالین نهاده است تا ثانیه های این شب لعنتی بگذرند و او روزی دیگر را با گرسنگی آغاز کند و لالائی شبش هلهله شادی کودکان همسایه است که سر مست از خوردن آجیل و باسلوق و هندوانه و کوفت و زهرمار عربده می کشند.

یلدا از آن دست شب هائیست که برای بعضی ها جشن است و برای خیلی ها زجر.

یلداتون مبارک بچه های همیشه گرسنه.

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |

تصاویر ماندگار سال 2008 شنبه سی ام آذر 1387 12:46
در سایت عصر ایران مطلبی دیدم با عنوان تصاویر ماندگار سال ۲۰۰۸ عکس های جالبی بود. گفتم تعدادی از آنها را اینجا بگذارم تا با هم این سال را به روایت تصویر ببنیم.

گزارش تصویری کامل را اینجا ببینید.

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |

آقای رئیس جمهور، ما شاخ داریم؟! یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 11:50

دیگر عادت کرده ایم به اینکه حرف های عجیب و غریب رئیس جمهور محترم را بشنویم و پوزخندی بزنیم و از کنارش رد شویم. اما رئیس جمهور محترم بعضی اوقات کارهایی می کند و حرف هایی می زند که همینجوری گذشتن از کنارش توهین به شعور خودمان است.

دستور جدید رئیس جمهور به به جناب سردار میلیارد عدالت طلب از آن دست فرامینی است که هیچ جوری نمی شود از کنارش رد شد.

رئیس جمهور محترم دستور تشکیل نهادی بنام «ستاد صیانت از حریم امنیت عمومی و حقوق شهروندان» را صادر کرده است.

او در نامه ای به وزیر کشور با اشاره به هماهنگی تمام دستگاه ها و نهادها در این ستاد، بر استفاده از شیوه های فرهنگی در روابط بین مجریان و مردم تاکید کرده است.

این ستاد قرار است که با هدف برنامه ریزی و اقدامات مناسب برای حفاظت از حقوق شهروندان، گزارش هایی نیز در این خصوص به شخص رئیس جمهور ارائه کند.

خوب اگر کسی نداند که اینجا ایران است از این خبر استقبال می کند اما متاسفانه یا خوشبختانه همگان می دانند که اینجا ایران است.

من نمی دانم این ستاد در برابر چه کسانی می خواهد از حقوق شهروندان دفاع کند و اصولا حقوق شهروندی!!! را چه می داند اما این مسلم است که با هر منطقی که به حقوق شهروندی نگاه کنی و هر تعریفی هم که برای آن داشته باشی در این مملکت دولت است که حقوق شهروندان را زیر پا می گذارد.

نمی دانم بازداشت و توبیخ زنان و دختران به خاطر نوع پوشش شان، اخراج و ممنوع التحصیل کردن دانشجویان سیاسی، بازداشت دگر اندیشان و هزار و یک قلم از این دست چگونه با صیانت از حقوق شهروندی جور در می آید؟!

و باز هم نمی دانم رئیس جمهور محترم روی سر این ملت بیچاره شاخ می بیند؟ 

آقای رئیس جمهور محترم شما حقوق شهروندی را زیر پا نگذار صیانت از آن پیشکش.

به قول معروف ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان.

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |

خسته ام شنبه بیست و سوم آذر 1387 17:34

حیران مانده ام در کار زمانه که چرا زندگی ام اینقدر پیچ در پیچ است و هرکاری که می خواهم بکنم یک گیری پیدا می کند و به بن بست می رسد و اگر هم نرسد گره ای می شود که با دست و دندان و چنگ و چاقو و کوفت و زهر مار هم باز نمی شود. چه کنم؟

کم کم دارم خسته می شوم از این زندگی گه گرفته کوفتی( فکر کنم قبلا هم گفته ام) خوب وقتی خسته ام خسته ام دیگه. از خودم از تو از ما از آنها از همه از زمین از زمان و از زمانه.

حوصله نوشتن ندارم. فعلا همین مزخرفات را نوشتم تا به خودم ثابت کنم که هنوز زنده ام.(راستی زنده ام هنوز؟)

 

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 13:0
مقاله رئیس کل به مناسبت روز جهانی حقوق بشر را بخوانید:

حقوق بشر مبنای جامعه ای انسانی

ویژه نامه روز جهانی حقوق بشر کمیته گزارشگران را هم بخوانید.

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |

عکس های تجمع دیروز دوشنبه هجدهم آذر 1387 14:9
امروز عکس های تجمع دیروز دفتر تحکیم را دیدم! فکر می کنم شلوغ ترین تجمع سال های اخیر باشد. واقعا خوشحال شدم که علیرغم تمام فشارها و محدودیت ها جریان دانشجویی هنوز اینقدر نفوذ دارد که بتواند این همه دانشجو را جمع کند.(احسنت)

شما هم می توانید در لذت دیدن عکس های این اجتماع با شکوه با من همراه شوید:

این هم یک عکس فوق العاده زیبا  از اعضای شورای مرکزی تحکیم:

بقیه عکس ها را در لینک های زیر در سایت یاری ببینید:

گزارش تصویری 1

گزارش تصویری 2

گزارش تصویری3

گزارش تصویری 4

گزارش تصویری 5

 

 

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |

قضاوت با خودتان یکشنبه هفدهم آذر 1387 17:30

در ایران رسانه ها خیلی راحت دروغ می گویند و واقعیت را به راحتی تغییر می دهند و تنها چیزی که برایشان اهمیت ندارد بیان واقعیت است(چیزی که وظیفه اصلی یک رسانه است)

به عنوان مثال در مورد یک تجمع که به زحمت ۴۰۰نفر در آن شرکت داشته اند و آنها هم با اتوبوس به محل مورد نظر منتقل شده اند و چلوکباب بعد از عملیاتشان هم سرجایش است و هیچ خطری نیز آنها را تهدید نمی کند با آب و تاب خبر می دهند که هزاران نفر برای خرد کردن دهان استکبار جهانی متجمع شده اند. اما در مورد یک تجمع کاملا دانشجویی که بیش از ۴۰۰۰ نفر در آن شرکت داشته اند می گویند که نزدیک به ۱۵۰ هرج و مرج طلب دانشگاه را به آشوب کشیده اند.

از این مطلب بگذریم.امروز صبح در خبرنامه امیرکبیر خبری دیدم بدین شرح:

خبر فوری: نیروهای ناشناس قصد بر هم زدن تجمع دفتر تحکیم وحدت را دارند

خبرنامه امیرکبیر: در حالی که دانشجویان طیف چپ امسال اعلام کرده اند برنامه ای جهت تجمع در روز دانشجو ندارند، گزارشات رسیده حکایت از آن دارد که افرادی ناشناس قصد دارند به نام دانشجویان طیف چپ، تجمع دفتر تحکیم وحدت را به هرج و مرج بکشانند.

 اعضای دفتر تحکیم وحدت به خبرنامه امیرکبیر گفتند که برخی از فعالان طیف چپ در تماس هایی با آن ها اعلام کرده اند فعالین دانشجویی این طیف قصد برگزاری تجمع یا حضور سازماندهی شده در تجمع دفتر تحکیم را ندارند و حضور احتمالی دانشجویان این طیف در تجمع تحکیم از موضع شخصی خود آن هاست. دانشجویان طیف چپ در بیانیه های خود به مناسبت روز دانشجو این موضع را به صورت تلویحی تایید کرده اند.

 علیرغم این مسئله اخبار رسیده حکایت از این دارد طبق برنامه ریزی نیروهای حامی دولت برخی افراد ناشناس قصد دارند با بالا بردن پلاکاردهای سرخ در تجمع دفتر تحکیم، ضمن سوء استفاده از عنوان گروه های چپ به نام این گروه ها در این تجمع هرج و مرج ایجاد کنند. شنیده ها حاکی از آن است که به عکاسان و خبرنگاران خبرگزاری های ایسنا، ایرنا، فارس و صداوسیما دستور داده شده که حرکات این عده را تحت نظر بگیرند و گزارشات خود را بر مبنای تحرکات آن ها تنظیم کنند.

 گویا قرار است پلاکاردهای سرخ حاوی شعارهایی بر ضد امپریالیسم، استکبار جهانی، آمریکا و… باشد. خبرگزاری های حامی دولت قصد دارند مخالت دانشجویان با سوء استفاده از عنوان گروه های چپ دانشجویی و همچنین جلوگیری از ایجاد هرج و مرج در تجمع دفتر تحکیم را به مخالفت دانشجویان تجمع کننده به اعتراض به آمریکا جلوه داده و تجمع کنندگان را طرفدار آمریکا بدانند.

 این گروه اندک همچنین قصد دارند با سر دادن شعارهای تند در زمینه های مختلف از سویی برگزار کنندگان این تجمع را سازشکار و عامل حاکمیت بنامند و از سوی دیگر رسانه های حامی دولت با مخابره این شعارها، اتهاماتی را متوجه تجمع کنندگان کنند. گفته می شود یکی از موضوعاتی که این گروه قصد دارند با تمرکز بر آن خوراک تبلیغاتی مناسبی برای حامیان احمدی نژاد درست کنند، مسئله انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است.»

 

پس از آن مشغول کار شدم و تجمع تحکیم هم برگزار شد تا اینکه ساعت ۱۷ در خبرگزاری دروغ پرداز فارس خبری اینگونه دیدم تا متوجه شوم خبری که صبح خبرنامه امیر کبیر منتشر کرده بود صحت داشته است:

 تجمع هرج و مرج طلبانه با درگيري داخلي پايان يافت

خبرگزاري فارس: «تجمع غير قانوني دانشجويان طيف علامه دفتر تحكيم وحدت امروز درحالي مقابل دانشكده فني دانشگاه تهران برگزار ‌شد كه به دليل اختلاف دروني و درگيري داخلي تجمع كنندگان، به تنش كشيده شد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، تجمع غيرقانوني طيف علامه تحكيم وحدت، عناصر گروه هاي موسوم به چپ و كمونيست، ملي گرا و دموكراسي‌خواه ايران كه مقابل دانشكده فني آغاز شده بود، با درگيري داخلي پايان يافت.
در طول برگزاري اين تجمع غيرقانوني و در زماني كه تجمع‌كنندگان در مقابل دانشكده فني جمع شده بودند، يكي از شركت كنندگان پرچم كمونيست‌ها را بالاي سر برد كه تعدادي از دانشجويان ديگر به سمت وي هجوم برده و موجب درگيري شدند.
همچنين هنگامي كه اين افراد در مقابل سردر اصلي دانشگاه تهران حاضر شده بودند، عده‌اي از افراد شعار «خاتمي‌، خاتمي، تو دشمن ملتي» سر دادند و متعاقب آن عده ديگري به اين شعار اعتراض كرده و با شعاردهندگان درگير شدند.
بر اساس اين گزارش، تجمع‌كنندگان در مقابل سر در دانشگاه تهران با حركات ناپسند و همچنين سر دادن شعارهاي توهين‌آميز قصد داشتند نيروهاي انتظامي بيرون از دانشگاه را تحريك كرده و درگيري ايجاد كنند، اما با هوشياري نيروي انتظامي ناكام ماندند.
تعدادي از افراد منتسب به طيف افراطي و غيرقانوني علامه دفتر تحكيم وحدت با هجوم به سمت اتاقك‌هاي شيشه‌اي حراست دانشگاه تهران شيشه‌هاي حراست را شكستند. »

این خبرگزاری دروغ پرداز همچنین برای خبر خود این عکس را نیز منتشر کرده بود:

پ.ن۱: من نمی دانم این پرچم برای چه کسانی است و نشان آن به چه معنا است(اگر کسی می داند بهم بگوید)

پ.ن۲:گویا بعضی ها برای خراب کردن جریان دانشجویی خودشان مستقیما وارد عمل شده اند تا به بعضی از رسانه ها خوراک بدهند.

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |

آتشی سبز در سینمای هنری ایران شنبه شانزدهم آذر 1387 13:50

1.بچه که بودم مادر بزرگم داستانی افسانه ای برایم تعریف می کرد درباره بانویی که هفت شبانه روز بر بالین شاهزاده ای نشست و شب زنده داری کرد و سحر گاه هر روز سوزنی از پیکر شاه زاده بیرون کشید تا طلسم شاه زاده باطل شود و او زنده شود اما کنیزک بانو خدعه گری کرد و هفتمین سوزن را در غیاب بانو از تن شاهزاده برون کرد و شاهزاده تازه جان یافته به گمان اینکه کنیزک همان بانویی است که هفت شبانه روز بر بالین او نشسته و چشم بر هم نگذاشته و چیزی نخورده، او را حلال خویش کرد. و بانو هم صبر در پیش گرفت و....

این داستان تقریبا از یادم رفته بود تا اینکه....

2.دیشب قرار بود تئاتر ببینیم اما به خاطر شهادت امام محمد باقر تئاتر شهر  و ایضن تالار مولوی اجرا نداشتند اما سینما ها که اکثرا فیلم های طنز ابکی اکران می کردند باز بودند(واقعا چرا!). بالاجبار برای اینکه بعد از ظهر جمعه فعلی فرهنگی انجام داده باشیم با همسر مکرمه رفتیم فیلم آتش سبز را دیدیم تا خدمتی به سینمای هنری مملکت کرده باشیم.

باری فیلم با دیالوگی از مجادله زن و شوهری در دادگاه شروع شد که زن شاکی بود که شوهر آینه های او را می شکند و شوهر شاکی بود که زن شبانه روز مقابل آینه می نشیند و برای خویش خود نمایی می کند. فیلم همراه با ماشینی عهد عتیق ادامه پیدا می کند که سرنشینان آن در بیابانی لم یزرع گرفتار تشنگی اند تا به به قلعه ای متروک می رسند. خلاصه کلام اینکه دختر خانواده سه نفره سرنشین ماشین وارد قلعه می شود و درب پشت سر او بسته می شود و به ناگاه من ببیننده متوجه می شوم موضوع فیلم همان داستانی است که در کودکی با روایت گری مادر بزرگم شنیده بودم.

فیلم جریان می یابد و با روایتی پیچ درپیچ خواننده را می پیچاند تا متوجه نشود که کی به کی است. دختر افتاده در قلعه به ناگاه بانویی می شود که بدون استرس و ترس از اینکه من کیم و اینجا کجاست پای کتابی می نشیند تا هفت شب هفت حکایت بخواند و هفت سوزن از تن میتی که هیچکس نمی فهمد برای چه آنجاست بیرون کشد.

روایت ها از ایران باستان آغاز می شود و پیش می آید و به عهد قجر می رسد و گریزی هم به دنیای معاصر می زند تا اینکه در میان هفت روایت یکهو از آسمان کنیزی به زمین می افتد تا سوزن هفتم را بیرون بکشد. خلاصه اینکه فیلم بدون حکایت ششم پس از حکایت پنجم به واپسین حکایت می رسد و خب تمام می شود.

تقریبا در تمام دو ساعت تماشای فیلم خمیازه می کشیدم و در حین اینکه دیگر تماشاگران را که گول بازیگری عزت الله انتظامی و مهتاب کرامتی و پگاه آهنگرانی و آواز همایون شجریان را خورده بودند و غرولند کنان در میانه فیلم سالن را ترک می کردند به این فکر می کردم که حالا فیلم می خواهد چه بگوید و آخر سر هم نفهمیدم و گیج و منگ سالن را ترک کردم.

مخاطب در این فیلم گم می شود و نمی تواند منطقی برای اتفاقات آن پیدا کند از طرف دیگر فیلم بسیار خسته کننده است. کارگردان می توانست این موضوع را به فیلمی جذاب تبدیل کند نه اینکه فیلمی بسازد که بینندگان آن حوصله نکنند حتی به خاطر دو هزار تومانی که پول بلیط داده اند تا انتها آنرا تحمل کنند.

3.همیشه می نالیم و می نالند که چرا سینمای هنری و مستقل ما با معضل فقر مخاطب مواجه اند. اگر این فیلم را تماشا کنید یکی از دلایلش را می فهمید.

پ.ن: این نوشته را تعبیر به توهین به سینمای هنری نکنید که بسیارند فیلم هایی که آدم را میخ کوب می کنند. این مطلب صرفا در نقد آتش سبز نوشته شده است

 

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |

در ایران تورم بسیار بالاست و قدرت خرید مردم پائین است و اوضاع اقتصادی کمر شکن شده و فقر بیداد می کند. این جمله ها را بارها گفته و نوشته و شنیده بودم. اما الان که قرار است عروسی بگیرم و از منزل پدری خارج شوم و ناگزیر به دنبال اجاره کردن خانه و پیدا کردن سالن عروسی و خرید و از این جور حرف ها هستم به صورت کاملا عینی(خیلی عینی) لمس می کنم که اوضاع خراب اندر خراب است( خدا بهم رحم کند)

نمی دانم با چندر غاز حقوق می توانم یک زندگی دو نفره را بچرخانم یا نه؟

پ.ن۱: رئیس کل با وبلاگ جدید به دنیای مجازی بازگشته است.

پ.ن۲: یک سال پیش در چنین روزی......      

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |

یکشنبه دهم آذر 1387 8:37
طی چند هفته گذشته بین اصحاب مطبوعات این حرف دهن به دهن می گشت که بچه های کارگزاران چند صباحی است حقوق نگرفته اند (در مورد اعتماد هم ایضن). و بعضن خبرهایی از احتمال اعتصاب آنها شنیده می شد. سرمقاله دیروز کارگزاران به قلم سردبیر این روزنامه به همین موضوع اختصاص داشت. مهران کرمی به زیبایی مشکلات را شرح داده است و خیلی خوب گریزی هم به روزنامه جدیدالخلق وطن امروز زده است و اینکه چگونه فردی حداکثر ۳۰ ساله چنین روزنامه ای منتشر می کند با این کیفیت و این قیمت و البته میزان حقوقی که شنیده می شود به خبرنگارانش داده می شود.

یادداشت مهران کرمی را بخوانید:

 

ما مشكل داریم

مهران كرمی:این روزها مرتب از خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و سایت‌ها زنگ می‌زنند و می‌پرسند كه آیا درست است دو ماه حقوق خبرنگاران كارگزاران پرداخت نشده یا بچه‌ها اعتصاب یا استعفای جمعی كرده‌اند. یا اینكه آیا صحت دارد كه خبرنگاران كارگزاران به روزنامه آینده نو كوچ جمعی كرده‌اند. می‌گویم مشكل روزنامه ما به مراتب بیشتر از آن چیزی است كه به شما منتقل می‌شود. من در روزنامه‌های زیادی كار كرده‌ام از خرداد با عبدالله نوری تا همشهری دوران محمد عطریان‌فر و شرق اول و هم‌میهن و... اما با اطمینان می‌گویم من و همكارانم در روزنامه كارگزاران زیر شدیدترین فشارهای تاریخ مطبوعات ایران هستیم. هم فشارهای سیاسی، هم اقتصادی و مهم‌تر از آنها عصبی و روانی. این فشار‌ها تنها به كارگزاران وارد نمی‌شود. تا جایی كه می‌دانم همكاران‌مان در روزنامه‌هایی چون سرمایه و اعتماد هم شرایطی مشابه دارند. اما جو رسانه‌ای علیه روزنامه كارگزاران به مراتب سهمگین‌تر از دیگر روزنامه‌هاست؛ شاید به این دلیل كه هیچ‌كس گمان نمی‌كند روزنامه‌ ارگان حزب كارگزاران و به مدیریت غلامحسین كرباسچی چنین مشكلاتی داشته باشد. روزنامه‌ای كه از نگاه بیرونی منتسب به هاشمی‌رفسنجانی مرد قدرتمند نظام جمهوری اسلامی در سه دهه تاریخ انقلاب اسلامی‌ است.
 
روان‌شناسی و جامعه‌شناسی مردم ایران به ما می‌گوید كه این مردم زود همه خاطرات گذشته را به عمد یا به سهو فراموش می‌كنند جز مسائل مالی و اقتصادی را؛ حتی اگر چنین مسائلی ساخته و پرداخته ذهن شایعه‌سازان باشد. مردم ما برای یافتن مسبب یا مسببان اصلی مصائب‌شان، همیشه به دنبال یك دشمن می‌گردند و اگر هم پیدا نكنند یك دشمن فرضی جایش می‌گذارند. اتفاقا مخالفان سیاسی رفسنجانی دست روی نقطه حساسی گذاشته‌اند كه بسیاری از مردم با علم به واهی بودن چنین اتهامی آن را باور می‌كنند. امروزه كسی به این كاری ندارد كه هیچ‌كدام از اتهاماتی كه به غلامحسین كرباسچی وارد شد به اثبات نرسید.
كرباسچی قربانی تفكر و عمل سیاسی خویش شد و تاوان ایفای نقش تاریخی‌اش را در پیروزی محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد 76 پرداخت، هرچند كه با بی‌مهری همان دوستان اصلاح‌طلبش مواجه شد. اما به محض اینكه نام كرباسچی به میان می‌آید ذهن‌ها به سمت مسائل اقتصادی می‌رود. امروز كسی از ما نمی‌پذیرد كه روزنامه غلامحسین كرباسچی هم مشكل مالی داشته‌باشد. اما كسی نیست بپرسد فردی چون مهرداد بذرپاش متولد سال‌های انقلاب، چگونه پس از سه سال فعالیت در دولت می‌تواند روزنامه‌ای به قیمت 100 تومان و با تیراژ گسترده منتشر كند در حالی كه با كیفیت چاپ، كاغذ و غیره بیش از 600 تومان هزینه تمام شده آن است. روزنامه‌ای كه گردش مالی آن از تمام گردش مالی حزب و روزنامه ‌كارگزاران كه ده‌ها نفر از استخوان خردكرده‌های انقلاب و نظام آن را پایه گذاشته‌اند بیشتر است. چگونه است كه آقایان بذرپاش و محصولی یا امثال ایشان در دولت نهم، به چنان مكنت و مكانتی دست یافته‌اند كه قرآن كریم در توصیف سلیمان و ذوالقرنین به‌كار برده‌است. این موقعیت و مكانت چنانچه بسیاری از دوستان اصولگرا و عدالتخواه فكر می‌كنند بر خلاف مخالفان سیاسی‌شان، اگر هم از راه مشروع به دست ‌آمده باشد باز در یك نكته نمی‌توان تردید كرد كه در ایران هیچ نشریه‌ای بدون كمك مالی دولت، یارانه‌، كاغذ و حتی‌ آگهی دولتی پا نمی‌گیرد و سر پا نمی‌ایستد. متولیان فرهنگی كشور بیایند با آمار بگویند چه كمكی به روزنامه‌ها فارغ از گرایش سیاسی‌‌شان كرده‌اند. مسئله حتی در این نیست كه دولت كمكی به روزنامه‌های بخش خصوصی نمی‌كند بلكه این است كه به شیوه‌های مختلف از پاگیری چنین رسانه‌هایی جلوگیری می‌كند. امروزه روزنامه‌هایی چون كارگزاران در شرایطی قرار دارند كه جمهوری اسلامی در ابعاد بین‌المللی با آن مواجه است با این تفاوت كه جمهوری اسلامی می‌گوید در برابر تحریم‌ها، فشارها و قطعنامه‌های بین‌المللی می‌ایستد و معتقد است كه این فشارها تاثیری بر اراده پولادین ملت و دولت ایران ندارد اما ما با قاطعیت می‌گوییم به عنوان رسانه‌ای مستقل مشكلاتی در راه ادامه كار و اداره یك روزنامه را داریم ولی با همه این مشكلات مصصم به بقا در فضای رسانه‌ای كشور هستیم. امروز اراده‌ای در كشور برای انداختن هزینه بسته‌شدن به گردن خود روزنامه‌ها تلاش می‌كند و مسوولان فرهنگی كشور نمی‌خواهند چنین توقف یا توقیفی به نام آنها نوشته شود و پس از سال‌ها برخورد با مطبوعات منتقد یاد گرفته‌اند كه چگونه با كمترین هزینه‌ای به هدف سیاسی خود در محروم كردن بخش‌هایی از تفكرات و تشكیلات وفادار به جمهوری اسلامی برسند تا بدین وسیله، صدای بخشی از مردم و علاقه‌مندان به انقلاب و نظام به خاموشی گراید. باید به رسانه‌های اصولگرایی كه این روزها پیگیر مشكلات روزنامه‌های مستقل نه با هدف حمایت از آنان بلكه ایجاد جو روانی و تحریك به اعتصاب صحبت می‌كنند چنین پاسخ داد كه آری برادران ما مشكل داریم. ما دو ماه ‌است حقوق نگرفته‌ایم و بعد از این هم مشكلات‌مان بر طرف نمی‌‌شود. ما مطالبات مالی و صنفی زیادی از مدیران كنونی و قبلی‌مان داریم. اما آنها نیز همچون ما در این شرایط دشوار قرار گرفته‌اند و بخش خصوصی رسانه‌ای كشور مثل بخش‌های اقتصادی كشور با مشكلات بی‌پایان دست و پنجه نرم می‌كند ولی بر سر پیمان خود برای اطلاع‌رسانی از وضعیت كشور و تلاش برای رقم زدن فضای آزاد رسانه‌ای و آزادی بیان كه زمینه‌ساز تحقق دموكراسی است ایستاده است. باز هم به صراحت به مسوولان دولت عدالت‌محور می‌گوییم اگر به ما از منابع بیكران عمومی كه در آن مثل خودتان سهم داریم كمك نمی‌كنید، دست كم فضای رسانه‌ای برابری ایجاد كنید و یارانه‌ها و حمایت‌های خود را از روزنامه‌های غیر مستقل و دولتی مثل كیهان، خورشید، وطن امروز، ایران، جام جم و همشهری مانند روزنامه‌های منتقد قطع كنید تا توان رقابت آزاد به یكسان ایجاد شود. در آن صورت خواهیم دید كه در این عرصه چه روزنامه‌هایی توان ماندن دارند و كدام‌ها بدون دامپینگ و دوپینگ حتی یك روز می‌توانند به فعالیت ادامه دهند. این انتظار زیادی نیست.
نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |

دانشگاه باید آزاد باشد ولی... پنجشنبه هفتم آذر 1387 9:19

فکر می کنید این جملات را چه کسی گفته است:

«دانشگاه‌ها نیازمند فضای آزاد برای فعالیت و تفكر هستند.»

«اداره امور كشور براساس خواست مردم و رجوع به همه‌پرسی در مسائل مهم كشور و ایجاد فضای آزاد برای بحث و مطرح شدن همه نظریات می‌تواند آگاهی و خیر و صلاح را برای كشور همراه داشته باشد.»

«با توجه به نبود احزاب قوی در كشور كه با برنامه حركت كنند، این تشكل‌ها(دانشجوئی) ارزشمندند و باید با ایجاد یك فضای واقعی برای فعالیت، آنان را تقویت كنیم.»

«اگر خواهان رسیدن به اهدافی كه انقلاب اسلامی و امام(ره) ترسیم كرده‌اند هستیم، باید برای پیشرفت و آبادانی كشور به دانشجویان و دانشگاه‌ها بها دهیم.»

این جملات از آن کسی است که در حال حاضر بیشترین و تند ترین انتقادها را به دولت نهم می کند و آن کسی نیست جز رقیب پیشین محمود احمدی نژاد، هاشمی رفسنجانی.

این روزها هاشمی بدجوری تریپ تحول خواهی و اصلاح طلبی برداشته ( خیر است انشاء الله)

دانشگاه باید آزاد باشد ولی....

صادق، مهدیه، مجید و سعید بازداشت شدند برای اینکه می خواستند به دانشگاه برگردند. ایکاش هرکسی که قرار است بازداشت شود در تابستان برود اوین چون پاییز و زمستان اوین سرد است. خیلی سرد است.

پ.ن: آقای reza pishro باز هم مرا مورد تفقد قرار داده بدین شرح:" چرا پروفایل مدیر نداری؟ دوست نداری کسی بشناستت؟ دلم برات لک زده" و نیز " عوضی تو کارگری؟"  بار دیگر خواهش می کنم اگر کسی ایشان را می شناسد به من بگوید ( یا خودش بگوید کیست)یا کسانی که نشانی مرا دارند به ایشان بدهند تا زودتر مرا بکشد.

آقای رضا پیشرو شما که اینقدر به شفافیت علاقه داری لااقل ای میلی نشانی چیزی بگذار تا بدانم چه کسی می خواهد مرا بکشد(لبخند)

 

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |

دیشب در منزل پدر خانم محترم نشسته بودم و اخبار بیست وسی را می دیدم و بالاجبار کامران نجف زاده را تحمل می کردم که گردونه اخبار به مراسم تودیع کردان و معارفه محصولی رسید.

آقای دکتر وزیر کردان مشغول صحبت بودند که به ناگاه جمله ای زیبا از ایشان سبب خروج قهقهه ای شدید از من شد.

آقای دکتر وزیر گفتند: تعجب می کنم که عده ای به خاطر یک دستمال قیطریه را آتش می زنند!!!! و منظورشان از قیطریه( محله ای در تهران) قیصریه بود.

با وجود اینکه از شنیده خودم مطمئن بودم اما چند درصدی را گذاشتم به حساب اینکه من اشتباه کرده ام تا اینکه امروز دیدم در اکثر سایت ها سوتی جناب کردان تیتر داغ است.

اگر صحبت های کردان را در روز استیضاحش در مجلس شنیده باشید متوجه می شوید که این امر عجیب نیست. او در آن روز کذایی در دفاعیات خود به وفور کلمات را اشتباه تلفظ می کرد به خصوص مواقعی که از الفاظ انگلیسی استفاده می کرد.

خلاصه کلام اینکه اقای کردان در روز خداحافظی خود از وزارت کشور نیز بار دیگر نشان دادند که این همه جنجال بی سبب نبود.

 پ.ن: دوستی با نام reza pishro یک پیام خصوصی برای من فرستاده است بدین شرح: «مرتضی شانس بیاری نبینمت می کشمت عوضی»

اگر کسی ایشان را می شناسد به من بگوید تا بدانم چه کسی قصد جانم را کرده است یا اینکه نشانی از من به ایشان بدهد تا من را ببیند و بکشد.

 

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |