غلامحسین کرباسچی، عباس عبدی، عطاء الله مهاجرانی، محمد علی ابطحی، محمد علی نجفی و محمد قوچانی افرادی اند که اگرچه هریک دارای نگاه و سلیقه متفاوتی می باشند اما کلکسیونی را تشکیل داده اند که بدون شک کمتر کاندیدایی می تواند چیزی مشابه آنرا داشته باشد....
این گزارش را در فرارو بخوانید.
در حالی که پس از انصراف خاتمی از رقابت های انتخاباتی برخی از اصلاح طلبان نسبت به حمایت از موسوی تردید کردند اما در نهایت با حمایت احزاب اصلی اصلاح طلب از آخرین نخست وزیر ایران، میرحسین کاندیدای اصلاح طلبان شد تا فعالیت های انتخاباتی وارد فاز جدیدی شود.
این گزارش را در فرارو بخوانید.
میر حسین موسوی در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود با بیان اینکه در اول انقلاب نظارت استصوابی نداشتیم به نامه خود در اعتراض به رد صلاحیت ها در مجلس هفتم اشاره کرد تا نشان دهد طی سالیان گذشته نسبت به مسائل بی تفاوت نبوده و همواره دغدغه هایش را بیان می کرده است.....
گزارش من از اولین کنفرانس مطبوعاتی موسوی را در فرارو بخوانید.
به سلامتی سال جدید هم آمد(عید همگی مبارک) این اولین سالی بود که سال تحویل را در یک جمع دو نفره همراه با همسرم در خانه خودم بودم. عید امسال تا می توانستم خوردم و خوابیدم و فیلم دیدم و چند تایی هم کتاب خواندم. در کل تعطیلات خوبی بود.
سال ۸۶ سال افتضاحی بود در این سال از درس خواندن محروم شدم و دوبار زندان رفتم اما در عوض سال ۸۷ سال خیلی خوبی بود درسم تمام شد و ازدواج کردم و کلن زندگیم رو غلطک افتاد. حالا باید ببینم سال ۸۸ چگونه می شود. برای ۲۹ فروردین احضاریه به دداگاه انقلاب دارم و امیدوارم نتیجه دادگاه جوری باشد که این سال از ابتدا وارد فاز افتضاحی نشود.
از آنجا که فعلا وقت نوشتن اساسی ندارم چند مصاحبه را که برای ایام نوروز انجام داده ام در وبلاگ می گذاردم.
مصاحبه اول با مسعود ده نمکی است. هیچ وقت فکر نمی کردم روزی مقابل ده نمکی بنشینم و با او مصاحبه کنم. نمی دانم چرا قبل از اینکه به دفتر او برسم بدجوری دلهره داشتم. همش می ترسیدم که ای وای نکنه برادران شریف انصار در آنجا حضور داشته باشند و مرا بشناسند و یک بلایی به سرم بیاورند( ذهن مالیخولیایی انسان سیاسی زندان رفته اینگونه است که از زمین وزمان می ترسد. شما ببخشید) اما به هرحال مصاحبه انجام شد و بلایی هم سرم نیامد.
موقع مصاحبه همش دو تصویر جلوی چشمم بود. اول مسعود ده نمکی که چفیه بر گردن و چماق بر دست و سوار بر موتور تجمعات را به هم می ریزد و ده نمکی ای که دوربین بر دوش بازیگران را هدایت می کند.
اتفاق مبارکی است که برادر ده نمکی به این نتیجه رسیده است که با چوب و چماق نمی توان هیچ حرفی را در سر هیچ کسی فرو کرد و چماق را بر زمین گذاشته و دوربین به دست گرفته است.
مصاحبه من با برادر مسعود را بخوانید( با آن یکی برادر مسعود اشتباه نشود که تفاوت از زمین تا آسمان است)

هر دو جناح مرا بایکوت کرده اند
این هم مصاحبه با دکتر احمد سیف استاد دانشگاه استنفورد شایر انگلستان. دکتر سیف از جمله ایرانیانی است که شدیدن به خواندن و نوشتن می پردازد. وبلاگ او بسیار پر محتواست.

این هم مصاحبه با دوست خوبم فرهاد جعفری در مورد کتاب پر خواننده کافه پیانو( به شخصه خیلی این کتاب را دوست دارم)

در کجا تکلیفمان روشن است که در ادبیات باشد!

