۱. من می خواهم یک عکس از احمدی نژاد را به دیوار خانه ام نصب کنم. شاید فکر کنید که شوخی می کنم ولی نه کاملا جدی می گویم. برای چسباندن عکس کسی به دیوار حتما نباید طرفدار او بوده و یا دوستش داشته باشیم بلکه این عکس می تواند نقش یک آینه عبرت را ایفا کند.
من می خواهم عکس احمدی نژاد را به دیوار خانه ام بزنم تا اگر خواستم دروغ بگویم با دیدن آن عکس از آن باز بمانم. من می خواهم با دیدن این عکس به خود نهیب بزنم که فارغ از اینکه کسی گناهکار است یا بی گناه در شرایطی که قدرت دفاع ندارد به او اتهام نزنم. من می خواهم این عکس جلوی چشمم باشد تا جلوی دیگران با ناموس کسی بازی نکنم. من می خواهم....
گویند «ادب از که آموختی، از بی ادبان» و چه به جا گفت موسوی که «ادب مرد به ز دولت اوست».
۲. اگر تاریخ انقلاب را خوانده باشیم و به قضایای بنی صدر دقت کرده باشیم می توانیم تشابهاتی میان شیوه عمل او و رئیس جمهور محترم فعلی پیدا کنیم. بنی صدر در ۱۴ اسفند ۵۹ با یک افشاگری شروع کرد و قضایا به آنجا رفت که همه می دانیم. بدون شک قسمت اعظم فجایعی که پس از انقلاب رخ داد به خاطر اقدامات بنی صدر و مجاهدین خلق بود. راهی که آنها شروع کردند منجر به اتفاقاتی شد که همه خواندیم و شنیدیم و قدیمی تر ها دیدند. امیدوارم این دفعه ماجرا به جاهای باریک کشیده نشود که دودش بدون شک به چشم مردم خواهد رفت.
۳. پس از مناظره جنجالی موسوی و احمدی نژاد، طرفداران احمدی نژاد به صورت انبوه و سازماندهی شده به خیابان ها آمدند و در شب فوت آیت الله خمینی به پایکوبی و دست افشانی پرداختند و نیروی انتظامی هم کاری به کارشان نداشت اما اکنون که طرفداران موسوی حضور پر رنگی در خیابان ها دارند و به جرات می توان گفت چندین برابر طرفداران کاندیداهای دیگر هستند خبرهایی شنیده می شود که نیروهای امنیتی با انها برخورد می کنند. تفاوت و تبعیض تا چه حد؟
پ.ن: اخبار بدی شنیده می شود که ممکن است کار انتخابات به جاهای باریک کشیده شود. امیدوارم با عقلانیت طرفین سیاسی(به جز گروه احمدی نژاد که بعید می دانم با عقلانیت میانه ای داشته باشد) ماجرا ختم به خیر شود.
آمین

