تبليغاتX
کورسو - زندگی جاری است و مرگ...
زندگی جاری است و مرگ... شنبه سیزدهم تیر 1388 12:20

زندگی جاری است و مرگ. مرگ آرام بی صدا، بی صدا، آرام و بی صدا می آید و با خود می برد کسانی را که دوستشان داری،کسانی را که با آنها راه رفتی، خندیدی، گریه کردی.کسانی را که با آنها زندگی کردی.

همیشه میگویند مرگ شتری است که در هر خانه ای می خوابد، دیر و زود دارد اما سوخت و سوز نه. همیشه اینرا می گویند و میگویی اما وقتی این شتر همه جواب خواب و امر سوخت و سوز ندار حول و حوش اطرافیان تو می چرخد تحملش سخت است. واقعا سخت است.

کسی هر روز با تو است و وجودش را احساس می کنی اما یک روز صبح به ناگاه می بینی که نیست، رفته است و نیست و جای خالی اش همه جا هست. باید اینرا باور کنی. می خواهی بپذیری که همه چیز تمام شد اما نمی شود، می شود؟

همه می آیند و تسلیت می گویند، غم آخری می گویند، می گویند هر چه خاک اوست بقای عمر تو باد و تو با خود می گویی من بقای عمر نمی خواهم و خاک او ایکاش بقای عمر خودش باشد. اما این خاک سرد که کسی را در بر گرفته است نه بقای عمری برای تو است و نه دیگری.

این است طبیعت زندگی که یک روز سرمست از تولد کسی هستیم و روز دیگر دلتنگ از فقدان عزیزی. این است  زندگی که جاری است اما به ناگاه برای کسی تمام می شود و برای دیگران کماکان جاری است تا روزی که این جریان برای آنها هم تمام شود.

این است زندگی.

پ.ن: اینرا برای مادر خانم ام نوشتم که چند روز پیش بدون هیچگونه سابقه بیماری به خاطر سکته قلبی فوت کرد.

نوشته شده توسط مرتضی اصلاحچی  | لینک ثابت |